در سپیدهدم سال ۱۴۰۵ زیستبوم اقتصادی ایران در میانه یک «چرخش پارادایمیک» (Paradigm Shift) قرار گرفته است. اگر تا دیروز الحاق به پیمانهای چندجانبه همچون «بریکس»، صرفاً در ترازوی سیاست خارجی و موازنههای ژئوپلیتیک سنجیده میشد، امروز ضرورت دارد تا این پدیده از دریچه «حقوق مصرفکننده» و «تابآوری معیشتی» بازخوانی شود. پرسش بنیادین اینجاست: آیا این صورتبندی جدید قدرت، توانِ ترمیمِ فرسودگیِ سفرهی ایرانی را دارد؟
واقعیت آن است که دهه گذشته عصرِ «شکنندگی» زنجیرههای تأمین تحت فشارهای برونزا بود. انحصار در مبادی تأمین و وابستگی به نظامات مالی غربمحور، نه تنها هزینه مبادله را افزایش داد، بلکه مصرفکننده نهایی را در برابر شوکهای ارزی بیدفاع کرد. اما اکنون اتصال به شریانهای تولیدی نوظهور در شرق و جنوبِ جهانی فراتر از یک انتخاب سیاسی، یک ضرورتِ ساختاری برای خروج از بنبستِ انحصارِ تأمین است.
بر اساس گزارش راهبردی شماره ۱۸۴ مرکز پژوهشهای مجلس (۱۴۰۴)، انتقال ثقل واردات غلات، روغن خام و نهادههای دامی به حوزه دریای سیاه و کشورهای عضو بریکس (بهویژه روسیه و برزیل)، ضریب پایداری کالاهای استراتژیک را در برابر شوکهای تحریمی تا ۳۰ درصد ارتقا داده است. این یعنی کاهش ریسکِ «عدم موجودی» که اولین حق مصرفکننده در یک اقتصاد متلاطم است.
نکته کلیدی که نباید از دیده تحلیلگران پنهان بماند، «دموکراتیزه شدن دسترسی به کالا» است. اقتصاد ایران سالهاست که از جراحی نشدنِ هزینههای انتقال پول رنج میبرد. چنانچه در تحلیلهای فصلنامه اقتصاد و مدیریت نوین (شماره پیاپی ۴۲) تأکید شده، بهرهگیری از پلتفرمهای تسویه غیردلاری همچون «BRICS Pay» و ارزهای محلی، هزینههای سربارِ تراکنشهای ارزی و کارمزدهای واسطهگری را برای واردکنندگان بین ۸ تا ۱۲ درصد کاهش داده است. در یک بازار رقابتی، این کاهش هزینه منطقاً باید در برچسب قیمت کالا برای شهروند ایرانی منعکس شود.
با این حال، این سکه روی دیگری هم دارد. طبق مستندات دفتر ارزیابی کیفیت سازمان توسعه تجارت، تنوعبخشی به مبادی واردات نباید به بهای «تقلیل استانداردهای زیستی» تمام شود. حقوق مصرفکننده تنها در قیمت خلاصه نمیشود؛ «کیفیت» و «ایمنی» دو رکن رکینِ این حقوق هستند.
همسوسازی استانداردهای اجباری ایران با پروتکلهای کیفی بریکس، ضامن صیانت از جامعه در برابر کالاهای فاقد کیفیت یا تکنولوژیهای دستدوم است. از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که طبق تحلیلهای گزارش سالانه اکونومیست (Special Report۲۰۲۶) تثبیت جایگاه ایران در کریدورهای شمال-جنوب، فراتر از ترانزیت، یک «سپر تورمی» ایجاد میکند. این سپر با تضمین جریان مداوم کالا از سفتهبازی ناشی از هراسِ کمبود کالا جلوگیری کرده و انتظارات تورمی را در میانمدت مهار خواهد کرد.
در نهایت، مطابق با دادههای گزارش چشمانداز اقتصاد جهانی (WEO) صندوق بینالمللی پول (نسخه آپریل ۲۰۲۶)، بلوکهای نوظهور اکنون بیش از ۴۰ درصد از قدرت خرید جهانی را در اختیار دارند. این به معنای آن است که مرکز ثقل تقاضا و عرضه به سمت شرق در حال حرکت است. پیوستن به این زنجیرهها، ضرورتی برای صیانت از قدرت خرید پول ملی است. اما برای آنکه این مواهب از لایههای کلان به سطح خرد رسوب کند، میتوان راهکارهای زیر را مد نظر قرار داد.
راهکارهای پیشنهادی برای انتفاع مصرفکننده:
در مسیر عملیاتی شدن منافع عضویت در بریکس، نهادهای متولی میتوانند نقش بازآفرین ایفا کنند:
۱. سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان میتواند با همکاری بانک مرکزی، ضوابط قیمتگذاری کالا را بر اساس هزینههای کاهشیافته در نظامات پرداخت جدید بازنگری کند. این سازمان قادر است سازوکاری طراحی کند که در آن، مزیتهای قیمتی ناشی از حذف واسطههای ارزی، به طور مستقیم در سفره مصرفکننده نهایی بنشیند.
۲. در سطح کمیتههای استیفای حقوق مصرفکننده، سازمان حمایت میتواند با تعریف پروتکلهای «داوری بینالمللی خرد»، چالشهای حقوقی احتمالی در معاملات کالا و خدمات میان اعضای بریکس را مدیریت کند. این اقدام باعث میشود شهروند ایرانی در صورت مواجهه با نقص فنی یا عدم تطابق کالای وارداتی، از همان پشتوانه حقوقی برخوردار باشد که در قراردادهای استاندارد جهانی تعریف شده است.
۳. کمیتههای تخصصی حقوق مصرفکننده میتوانند با تشکیل «کارگروه رصد قیمتهای منطقهای بریکس»، از پدیده تبعیض قیمتی جلوگیری کنند. سازمان حمایت از این طریق میتواند اطمینان حاصل کند که کالاهای اساسی و تکنولوژیک با همان قیمتی به دست مصرفکننده ایرانی میرسد که در بازارهای مشابه (مانند روسیه یا هند) عرضه میشود، و بدین ترتیب مانع از «بیشبود قیمتی» توسط واسطهها شود.
۴. سازمان ملی استاندارد میتواند با رویکردی پویا، نظام «تأیید صلاحیت متقابل» را با اعضای پیشروی این پیمان تقویت کند. این اقدام نه تنها از ورود کالاهای بیکیفیت جلوگیری میکند، بلکه اعتماد مصرفکننده به محصولات جدید بازار را به صورت زیربنایی افزایش میدهد.
۵. نهادهای نظارتی میتوانند با پایش هوشمند زنجیره توزیع کالا از مبادی بریکس، مانع از شکلگیری رانتهای پنهان در تفاوت نرخ ارزهای محلی شوند و اطمینان حاصل کنند که حقوق شهروندی مصرفکنندگان در این گذار اقتصادی، تقویت میگردد.
ما در حال گذار از یک «تنگنای تاریخی» هستیم. معیشت مردم ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «تدبیر در زنجیره ارزش» گره خورده است. بریکس نباید در سطح یک «باشگاه سیاسی» باقی بماند؛ این پیمان میتواند به مثابه یک «میثاقِ رفاهی» نگریسته شود. امید است با درک این مطالبات، دیپلماسی کلان در خدمتِ آرامشِ سبد مصرفی خرد قرار گیرد.